|
|
عید بر عاشقان مبارک باد |
|
|
نیمه شعبان روز ولادت قلب عالم امکان، نور هدایت هر دو جهان، مولی صاحب الزمان(عج) بر تمامی عالمیان مبارک باد
آب زنید راه را هین که نگار می رسد مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد سلام بر تو آن هنگام که زلال جاری صدایت دلهای تشنه ما را سیراب می کند. سلام بر تو آن هنگام که ای صاحب عصر و ای امام زمان! سلام بر تو آنگاه که خورشید به استقبالت می آید و درود بر تو آن زمان که ماه با همه ستارگانش جای پایت را بوسه می زندد. ای امام جمعه موعود! سلام بر تو هنگامی که عطر نماز و قنوتت به گرد گنبد آسمان می پیچد. سلام بر تو آنگاه که ذکر رکوع و سجودت در محراب زمین جوانه می زند. سلام بر تو هر زمان که از نسیم تکبیر و تهلیلت صحن قلبهای عاشق لبریز از خدا می شود. ای چهاردهمین بدر آسمان خدا! سلام بر تو آنگاه که پلک صبح بر سر انگشت محبتت گشوده می شود و آن هنگام که مهربان ترین ماه ها با تبسم دلنشینت طلوع می کند. ای عزیز دل ما! سلام بر تو آن زمان که یوسف ماه از حسن بی حد تو سر در چاه شب فرو می برد و آن هنگام که نسیم دست خدا نقاب از چهره زیبای تو بر می دارد و آفتاب نگاهت بر اهل زمین سایه می افکند. سلام بر تو که سطر نخستین کتاب انتظاری و سرآغاز دفتر آرزوها.درودهای بی پایان همه قلب ها و قلم ها بر تو باد. ای آفریدگار صبح! در جشن باشکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود. طراوت جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد. خالق مهربان من! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بیکرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار و اندوه غیبت از دل ها برخیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. خدایا! شب یلدای هجران را به یمن ظهور ماه کاملش، کوتاه کن که شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مومنان طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانیم. ای منتظران، مژده که این منتظر آمد محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد در نیمه شعبان به دو صد طنطنه و ناز مقصود حق از خلقت جن و بشر آمد اللهم عجل لولیک الفرج..........آمین |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:25 توسط قافله نور
|
||
|
|
صلواه الاشجار |
|
|
به نام حضرت دوست صلاه الاشجار نیایش درختان چه زیبا است. هر درخت دستانش را به سوی آستان نیاز جانان بلند می کند. و از حضرت حق طلب می نمایند. چونان بنده های عاشق خداوند که دستانشان را برای طلب به سوی آسمان بلند می کنند. هر درخت صدها شاخه و بیشتر دارد. به سان دستهای متوسلین .زیباتر انکه هرکدام دستانشان را در تمام جهتها به سوی آسمان بلند می کنند چرا که خداوند محدود به مکان نیست و همه جا هست. شاخه ها به سمت بالا می روند. انها حتی برای یک لحظه هم دستانشان را به سمت پایین نمی آورند. این نشانه عجیبی است از موجودات خدا در این عالم هستی.گیاه شناسان براین باورند که شاخه ها به سمت آسمان می روند برای دستیابی به نور. انسان تضرع میکند به سوی خدا روزانه فقط چند بار. ولی درختان دستانشان را حتی برای یک لحظه هم پایین نمی آورند. به یاد آوردم کلام حضرت حق را که فرمود: "گیاه بی ساقه و درخت او را سجده می کنند.". شاید این نماز درختان است. انها همیشه در قنوت پی در پی اند. به راستی که چه محراب وسیعی در عالم برپاست. محراب هستی که در این محراب سرود نماز هیچ وقت متوقف نمی شود. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:47 توسط قافله نور
|
||
|
|
دل شکسته |
|
|
به نام حضرت دوست با سلام پیشانی صدق و اخلاص در دیدگاه دولت نه و از صمیم قلب بگو آمده ام. اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم. این ره است و دیگر دوم ره نیست این در است و دگر دوم در نیست اگر گفتند به اذن چه کسی امدی؟ بگو شنیدم: بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟ بگو: راه گم کرده بودم. اگر گفتند چه چیزی آوردی؟ بگو اولا: ((دل شکسته)) که از شما نقل است: در کوی ما شکسته دلی می خرید و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است و ثانیا: من گدایم چه توانم برم در بر شاه طمع بخششم از درگه سلطان من است اگر گفتند بیرونش کنید بگو: نمی روم زدیار شما به کشور دیگر برون کنید از این در درآیم از در دیگر اگر گفتند این جرات را از کجا آوردی؟ بگو: از حلم شما اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری بگو: قابلیت را هم استفاضه می فرمایید. باز اگر از تو اعراض کردند بگو: به و الله به بالله به تالله به حق آیه نصرمن الله که مو از دامنت دست برندیرم اگر کشته شوم الحکم لله اگر گفتند : مذنبی. بگو: اولا شنیدم شما غفارید. ثانیا من ملک نیستم آدم زاده ام. و ثالثا: ناکرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرده و زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من و تو چیست بگو اگر گفتند: چه می خواهی؟ بگو: جز تو ما را هوای دیگر نیست جز لقای تو هیچ در سر نیست (برگرفته از کتاب تازیانه سلوک از استاد حسن حسن زاده آملی)
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 15:44 توسط قافله نور
|
|
||