|
|
پرستش |
|
|
به نام حضرت دوست با سلام خدمت همراهان گرامی ام اگر از یک اله هزاران الهه را بیرون بیاوریم این قدرت آیین را می رساند. الهه شما اگر قوی باشد اله بسیار می سازد. بر آب می توان هزاران مایع را شبیه سازی نمود. هرچه ارزش بیشتر باشد شبیه سازی بیشتر می شود. بت پرستی دلیل بر خداخواهی است. هر چیز غیر از الله خواهشی است در دل ما که ما را به سوی معبودی هدایت می کند. گفتن لا اله یعنی از غیر آزاد شدن و رهایی در خدا. لا اله بدون در نظر گرفتن الله فایده ای ندارد. گاه می گریزیم و در کسی می گریزیم. گریخت شما در او باید همواره باشد. الهه ها محدود اند.لا گفتن دو تیغ دارد. تیغی بر خود بزنید و تیغی بر اله. یعنی بر خود شوریدن. حمله دیگر بمیرم از بشر. باید مرد و دوباره زنده شد. باید با لا پیوندی دیرینه داشت.انسان اگر قطره ای باشد به دنبال دریا می رود. اگر از او بپرسی کیستی می گوید: قطره ام. زمانی که به دریا می رسد اگر بگویی کیستی؟ می گوید من دریا هستم.آن گاه که به لطیف مطلق رسیدید آن قدر لطیف می شوید که خود را نمی بینید.هست شما در هست او پنهان می شود. نیستی نداریم. همه چیز هستی است. گاه شدت وضوح آنچنان است که خود دیده نمی شود. تا تو پیدا آمدی پنهان شدم چون که با معشوق پنهان خوشتر است اله بت است. و زمانی که بت ها را کنار زدی الله خود را نمایان می کند. الله در پاک کردن خود را نشان می دهد. دل هرچه یزکیهم بشود بیشتر خود را نشان می دهد.اگر در ایین مست شدی پرستش و کفر یکی خواهد شد. آیین اسلام با لا اله شروع می شود . یعنی اول لا اله را انجام بده الله خود به خود متجلی می شود.اگر در کیش مهر باشی و آنجا هوشیار نباشی و مست باشی آن کفر خواهد بود.اصل معبود خواهی است. ریشه خواهش خواهشی است که به آن تمنا گوییم.اصل نیاز و پرستش در همه است اما مصداق فرق می کند. اگر تشنه باشی ممکن است به جای آب چیزی دیگر بنوشی اما اصل تشنگی همان است. یا حق |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 9:35 توسط قافله نور
|
|
||