تبليغاتX

شب قدر( ختم قران کریم توسط همدلان قافله نور)

                                                                                    شب قدر

( متن زير از سلسله سخنرانيهاي سالك عالي قدر آقاي حاج اسماعيل دولابي (رض)با  كمي تلخيص انتخاب و نوشته  شده  است عارفي كه به واقع آن شب را درك كرده و به وصال محبوب رسيده است.)

شب ليله القدر همان شبي است كه شما با خداي خود انس مي گيريد. آيا ميبيني كه ليله القدر چه قدر خوب است؟ چقدر حديث براي ليله القدر شنيده‌ايد؟وقتي كه با خداي خود انس گرفتي آن شب ليله القدر است و آن را احيا گرفته‌اي. شب زنده شده است و به صبح انچاميده  است. تسبيح خدا شده است .حتي مطلع الفجر. ملائكه را خداوند بر سر آن عبدي مي‌ريزد كه بيچاره شده است و خدا و ائمه را مي‌خواند. تا چه وقت؟ حتي مطلع الفجر.

ان شاء الله همه شبها براي ما شب قدر باشد. هر شب از شب قبل بهتر .هر وقت محزون شدي و با خوبان از خودت دفع حزن كردي ، ليله القدر است. وقتي كه ليله القدر را درك كردي ، صبح ديگر نزديك است . صبح ، فرج است و صبح فرج است.

ديگر آزادي هرجا كه مي خواهي مي‌روي و هر كاري را كه مي خواني مي كني .ديگر خواست نيست. هرچه از دستت صادر مي‌شود خواست اوست. خواست، مال اوست. خواست يك بخاري است كه از وجود شما در مي‌آيد و بالا مي‌رود. اگر مي‌خواهي نام او را روح  بگذار .آيا اين نقطه‌اي است از ما؟ بله.به مركز آسمان و زمين مي‌رود و سپس از آسمانهاي غيب روي خودت و  خلق خدا سايه مي اندازد. ان شاء الله كه بتوانيم اين ليالي را درك نمائيم.

 

                                                           ختم قرآن کریم

 

نيت كرده ام در دهه اخر ماه رمضان براي بهره‌مندي هرچه بيشتر از اين ماه و آشنايي با معارف الهي مجلس انسي با قرآن داشته باشيم.امروز موقع سحر نيت كردم احساس خوبي داشتم وقتي قرآن را باز كردم اين آيه آمد:

ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم و يبشر المومنين الذين يعملون صالحات ان لهم اجرا كبيرا. قران خلق را به بهترين و مناسب ترين راه هدايت مي كند و اهل ايمان را كه عمل صالح انجام داده و نيكوكار باشند به اجر و ثواب عظيم بشارت ميدهد.

 

با انتخاب يك جزء از قرآن كريم،  ما در خواندن آيات الهي همدلي نماييد.

 

                   (وآن را به وجود مقدس حضرت صاحب الزمان(ع) هديه مينماييم. )

 

توجه:جزء هاي 1-5 و 11، 12 و 13 قبلا توسط دوستانم انتخاب گرديده است.

 

2 نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 9:7  توسط قافله نور  | 

هر دم آهنگ علی(ع) برخیزد از نای وجودم...............

(یا علی گفتیم و عشق اغاز شد. ایام سوگواری مولای متقیان حضرت علی (ع) بر همه محبانش تسلیت باد.)

 

اي علي اي شاهكار اوستا آفرينش !

اي جمالت جلوه گاه ذات پاك كبريايي !

اي علي اي دست تو دست تواناي الاهي !

اي علي اي حكم عالمگير تو حكم خدايي .

***

اي علي نام تو و داغ تو را در سينه دارم

من بلوح سينه دردآشنا نقش تو كندم

هر دم آهنگ علي برخيزد از ناي وجودم

اي علي بشنو نواي عشق را از بند بندم .

***

رزم را يكتا سواري، فتح را تنها اميدي

هان! تويي شير خدا سر حلقه شمشير زنها

عدل را نيكو پناهي، رحم را تنها نشاني

هان! تويي يار يتيمان، ياور بيت الحزنها

***

شب نخفتي تا يتيم بي امان آرام گيرد

گرسنه ماندي كه خوان بي نوا بي نان نماند .

خون دل خوردي كه خون مردمي بيجا نريزد

خون خود را ريختي تا ظلم را بنيان نماند .

***

قصه هاي زورمندان ديدم و بسيار ديدم

چون علي در عرصه عالم هماوردي نديدم

از بزرگان داستانها خواندم و بسيار خواندم ـ

راستي در آفرينش چون علي مردي نديدم .

***

هر چه خواندم از علي سرمايه توحيد من شد

من بنور شاه مردان يافتم راه خدا را

مكتب پيغمبران را او معلم بود و منهم ـ

در جمال پاك او ديدم جمال انبيا را .

***

هيچگه در آفرينش بي علي سيري نكردم

من به نور صبحگاهي ديده ام نور علي را

از خدا هرگز ندانستم جدا او را كه ديدم

روز و شب در گردش چرخ زمان دست ولي را .

***

قصه ها از پهلوانان خوانده ام، اما چه گويم؟

پهلوان هرگز نريزد اشك پيش مستمندان

ليكن اي آگه دلان! تاريخ مي داند كه هر دم

ديده اند اشك علي را پيش روي دردمندان .

***

عاجزي در دست ظالم، ظالمي بدخواه عاجز

هر كه را غير از علي ديدم، بدين هنجار ديدم

شاه مردان را بكوي دردمندان اشكريزان

ليك با گردنكش خود كامه، در پيكار ديدم

***

داستان پهلوانان را بسي خواندم وليكن

زورمندان را نباشد رسم و راه مهرباني

جز علي شير خدا كس را ندانم كز سر مهر ـ

اشك ريزد بر يتيمان در شكوه پهلواني

***

روزها شير خدا بود و دل مردم نوازش

شامها اندوه مردم بود و چشم اشكبارش

در جوانمردي فريد دهر بود آن بي همانند

لافتي الا علي، لاسيف الا ذوالفقارش .

***

اي علي اي تكسوار پهن دشت آفرينش !

من چه گويم، قطره وصف پهن دريا كي تواند؟

تو ابر مردي، يگانه گوهر بحر وجودي

بي قريني در جهان، وين نكته را تاريخ داند .

***

آيه « اليوم اكملت لك دين » فاش گويد:

تو اميد امتي، شاهنشه خم غديري

اي علي! بر شانه پاك محمد پا نهادي ـ

تا بداند عالمي، در آفرينش بي نظيري .

***

گر بشر گويم تو را از گفته خود شرمگينم

ور خدا خوانم تو را، زانديشه خود بيمناكم

فاش گويم، در تو ديدم جلوه ذات خدا را

وين سخن حق است و از آن نيست نه شرمم نه باكم .

***

چشم در راه تو دارم، اي شه آزاد مردان !

تا بتابي نوري از ملك ولايت در ضميرم

راه حق پويم اگر نور تو گردد راهبانم

فيض حق يابم اگر دست تو باشد دستگيرم

 

(( مرداد ماه   1350 ))

*****

2 نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 8:55  توسط قافله نور  | 

میلاد نور مبارک_ حرف دل(خدای شما کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
                                                      به نام حضرت دوست

                                              

سلام بر مولود ماه رمضان .سلام بر او كه اسمان و زمين و عرش و فرش به يمن قدوم مباركش غرق در سرور و شادي است هم او كه  در بين خوبان به كريم اهل بيت مي شناسنش . و ما كه خود را از دوستداران و محبانش مي خوانيم بيايیم تا براي اثبات دوستي مان صورت و سيرتمان را به حسنات و سجاياي اخلاقي اش عطر آگین نماييم ميلاد با سعادتش بر همه دوستدارانش مبارك و فرخنده بود.

حرف دل ( خطاب اين نوشته خودم هستم و همه آنهايي  كه به دنبال حقيقت هستند.)

وقتي از خودت حرف مي‌زني جسمت را من نگير .بلکه تو روحي . اوني كه صداي خدا را ميشنود روح توست ، نه آن تصور منيتي كه از خودت داري. پس اول گوش روحت را شنوا كن ، بعد صداي خدا را بشنو. به خودت تلقين نكن كه هميشه خدا با توست و همه جا هست  بلكه باور كن كه اين گونه است. وقتي تلقين مي كني خسته مي‌شوي اما وقتي باور كني به آرامش مي‌رسي. خدا مستقيم با دل همه در تماس است و در ارتباط. اگر نمي بينيم يا نمي شنويم مشكل از ما است.

پرستش خدا قيد و بند خاصي ندارد و فقط به نيت مربوط است .عبادت اين نيست كه حتما دعاي كميل يا نماز جعفر طيار بخواني. وقتي خدايي مي شوي كه در هر كاري فقط خدا را ببيني و هيچ كاري را بدون خدا انجام ندهي.

مشكل ما در درك نكردن خدا اين است كه موقع حرف زدن مي گوييم  (من) و (خدا). در حالي كه مني وجود ندارد و همه چيز خداست . پس بايد بگويي خدا. وقتي مي گويي من ، آن وقت خودت را از خدا جدا كردي. شيطان يك من گفت و تا قيامت از خدا جدا شد.

 و بدانيم كه واقعيت آن چيزي است كه وجود دارد و هست. اما حقيقت آن چيزي است كه بايد باشد. خدا يك واقعيت حقيقي است يا يك حقيقت واقعي. حقيقت فقط يكي است چون اگر غير از اين بود تضاد بين حقيقت ها به وجود مي آمد . و حقيقت و تضاد باهم قابل جمع نيستند.

براي شناخت حقيقت راههاي زيادي وجود دارد ولي براي رسيدن به حقيقت فقط يك راه وجود دارد.(صراط مستقيم) اين راه بر خلاف اسمش كه صراط مستقيم است راهي است پر از پيچ و خم. طولاني و خيلي سخت و خطرناك. و براي پيمودن اين راه بايد ابزارش را فراهم نمود.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 9:51  توسط قافله نور  | 

مصباح هدایت1(سیری در ایات قران)

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                   ((   انما مثل الحیوه الدنیا کماء انزلناه من السماء ))

 

به درستی که مثل حیات دنیا همانند ابی است که از اسمان نازل می شود.

همانند کردن مثل حیات دنیا به باران از آن روی است که باران به حیلت و تدبیر آدمی فرود نمی آید و جزء به خواست خدا تحقق نمی یابد. کار دنیا اینگونه است به تدبیر و حیله و کوشش بنده راست نشود و مجتمع نگردد، مگر به قسمت ازلی و تقدیر الهی .هرچند باران به تقدیر است اما استسقاء و خواستن باران به دعا و نماز در شریعت روا است و خواستن آن در دین نقصان نیارد. همین گونه است روزی دنیا. گرچه به تقدیر و قسمت است لیکن طلب کردن آن روا باشد و کوشش در آن راه کردن و از خدا خواستن سزاوار بنده است؟

پیامبر (ص)فرمود: چون از خدا چیزی خواهید به قدر کفایت خواهید تا طاغی و بی راه نشوید. چه این دنیا هم چون آب است و خداوند آن را به آب مثل زد. که چون آب به اندازه بود سبب صلاح و سعادت خلق باشد و چون از حد و اندازه خویش درگذرد باعث فساد و خرابی گردد. همین گونه است مال که چون به قدر کفایت و حاجت باشد نعمت است ولی چون از آن حد بگذرد سبب طغیان کفران نعمت است!

آب تا وقتی روان است، پاک و پاکیزه است و چون راکد شود تغییر کند. مال هم به همین منوال است اگر انفاق شود و جریان یابد و در راه صحیح مصرف گردد، صاحبش محمود و پسندیده است و اگر امساک شود و روی هم انبار گردد صابش مذموم و ناپسندیده است. چنان که گفته اند: هرگاه آب پاک باشد شایسته آشامیدن و پاکیزه کردن است و اگر ناپاک باشد شایسته نیست. همین گونه است مال، اگر از راه حلال بدست آید شایسته بهره مند شدن است و اگر نه، نارواست.

 

 ( با کمی تلخیص از کتاب کشف الاسرار)

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 10:37  توسط قافله نور  | 

قرآن (نامه ای از سوی حضرت دوست )

                                                                     

                                         

قرآن اصل ايمان است و اساس معرفت. قرآن برهان نبوت است و معني رسالت. قرآن منشور هدايت است و قانون حكمت. قرآن نامه تذكرت است و صحيفه رحمت. قرآن شاهد حق است و مايه حقيقت. قرآن بيان جلال الوهيت است و نشان جمال ربوبيت. هركه را قرآن انيس است خداوند او را جليس است. هركه را قرآن رفيق است، نصيبش توفيق است. هركس را قرآن امام است مقرش دار السلام است. به ياد داشته باش كه در هر حرفي ارادتي، در هر كلمه اشارتي، در هر آيتي زيادتي و در هر سورتي سعادتي است. در هر حرفي بدايتي، در هر كلمتي هدايتي، در هر آيتي رعايتي و در هر سورتي سرايتي است.

در هر الفي آلايي، در هر بايي بهايي، در هر تايي تحفه اي، در هر ثايي ثوابي، در هر جيمي جزايي، در هر حايي حيايي، در هر خايي خيالي، در هر دالي دوايي، در هر ذالي ذوقي، در هر رايي راحتي، در هر زايي زيادتي، در هر سيني سنايي، در هر شيني شعايي، در هر صادي صفايي، در هر ضادي ضيايي است و هر طايي طهارتي،  هر ظالي ظرافتي ،  هر عيني عنايتي هر غيني غنيمتي ،  هر فايي فائدتي،  هر قايي قربتي،  هر كافي كرامتي، هر لامي لوايي،  هر ميمي منتي،  هر نوني نوري،  هر وايي ولايي،  هر هايي همتي و  هر يايي يمني و بركتي است.

                                             

 

قرآن چشمه اي است كه نورش تمام شدني نيست. اميرالمومنين(ع) قرآن را اين طور توصيف ميكنند. از اين چشمه بنوشيد كه نوشيدني است، همه مي توانند آن را ببينند و بخوانند. علم مي آموزد، حكمت مي آموزد. نامه اي است از جانب دوست. در پاكت آن را هم باز گذاشته است.اگر دوستي نامه اي را بفرستد آن را باز مي كنيد، عقب و جلويش را مي‌خوانيد و حظ مي‌بريد. هرچه هم كه محبتتان نسبت به فرستنده نامه زيادتر باشد منظور او را بهتر مي فهميد.

انشاء الله ما هم دوست او هستيم و منظورش را مي فهميم.

براي مخلوقاتش توسط حبيب خودش نامه فرستاده است. نامه او را با نيت برداريم و با رغبت بخوانيم.

اميدوارم اين معنا را درك كرده باشيم كه اگر يك وقت در راهها مانديم، قرآن هادي است. يهدي التي هي اقوم(اسراء ايه 9).قرآن هادي راه خداست. نامه خداست. فرستاده براي خلقش براي مهمانش . با آن نامه از بندگانش وعده گرفته است. منت گذاشته بر سر بني آدم و برايشان نامه فرستاده .و آن دعوت نامه است از سوي محبوب.

ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه (نحل آيه 125)

2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 10:54  توسط قافله نور  | 

مناجات

 

زمزمه كنيم  در تمامي لحظات ماه مبارك رمضان دعاي

يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدبر اليل و النهار

يا محول الحول و الحوال

حول حالنا الي احسن الحال

به راستي اين احوال و احسن الحال چيست كه آن را از درگاه حضرت دوست طلب ميكنيم؟! احوال جمع حال است. حال صفاتي است كه ثابت نمي باشند چه را كه اگر ثابت مي شدند مقام نام مي گرفتند. احسن الحال بهترين آن موقع است. و از او طلب ميكنيم كه ما را به سمت آن آرمانها گسيل بدارد. از اين حال به آن حال. و حول زماني است كه ميله اي باشد  كه آن ميله همان صراط است لذا از دوست طلب ميكنيم كه ما را حول آن صراط بچرخاند. و اين همان چرخش است. و در چرخش زمين اگر آن ميله يعني هدايت عامه نباشد ما منحرف ميشويم . پس از او طلب ميكنيم كه ما را در آن صراط قرار دهد و چه دعايي زيباتر از اين كه بنده در اين ايام نوراني از دوست بخواهد كه او آن صراط باشد تا بنده حول او چرخش داشته باشد.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 14:45  توسط قافله نور  | 

حکمت روزه

يا ايها الذين امنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون

خداوند به زبان اشاره و حكمت مي گويد:

اي شما كه ايمان داريد: روزه به شما نبشته شده از آن جهت كه شما مهمان حق خواهيد بود تا فردا در بهشت ميهمانان گرسنه به ميهماني روند چون كريمان كسي را كه به ميهماني برند دوست دارند ميهمان گرسنه باشند تا به دل ميهمان شيرين تر آيد!

گفت: صمديت مراست كه نه بخورم و نه بياشامم و روزه داران خود را پاداش بي حساب دهم كه خواسته ما را پذيرفته اند و از نا خوردن دوستي ما را خواسته اند!

حكمت ديگر روزه آن است كه خداوندان نعمت، حال درويشان و گرسنگي ايشان را بدانند و با ايشان ياري كنند. از اينجا بود كه خداوند از اول محمد (ص) را يتيم كرد تا يتيمان را نوازش كند، پس غريب كرد تا غريبان را رحمت آرد و بي مال كرد تا ناداران را فراموش نكند.

با تو در فقر و يتيمي ما چه كرديم از كرم

                                                     تو همان كن اي كريم از خلق خود با خلق ما

                                                

تو روزه مومنان را به زبان شريعت شنيدي اكنون روزه عارفان را به زبان طريقت از اهل حقيقت بشنو.اگر تو تن به روزه دادي ، ايشان دل را به روزه دادند. تو از بامدادان تا شامگاهان روزه داري و ايشان از اول تا آخر عمر روزه دارند! ميدان روزه تو يك روز و ميدان روزه آنان يك عمر است!

خدايا در اين درگاه همه ما نيازمند روزي باشيم كه قطره اي از شراب محبت بر دل ما ريزي، تا كه ما را بر آب و آتش بر هم آميزي، اي بخت ما ، از دوست رستخيزي!

                                                                 

                                           

اينك ماه رمضان امد تا هم بسوزد و بشويد. به آتش گرسنگي تن ما را بسوزاند و به آب توبه دلهاي گناه‌كاران را بشويد. اي مسكين كه قدر اين نعمت نداني، هر كجا در جهان نوازش و شرفي است در كنار تو نهادند، چنان كه اسلام از همه ايين ها برتر است. بهترين دين تو آمد، قرآن كه از همه كتابها عزيزتر است كتاب تو آمد و محمد مصطفي (ص) كه يشرو جهانيان است پيغامبر تو قرار داد و كعبه كه شريف ترين خانه هاست قبله نو كرد. ماه رمضان كه شريف ترين ماههاست موسم معاملت تو دانسته، ماهي كه در آن گناهان آمرزيده مي شود، ديوها رانده، درب بهشت گشوده و درهاي دوزخ بسته مي شود.

گر بسوزد گو بسوز ور نوازد گو نواز

                                                     عاشق آن به كو ميان آب و آتش در بود

تا بدان اول بسوزد پس بدين غرقه بود

                                                    چون ز خود بي خود شود معشوق اندر بر بود

                                        

حضرت علي (ع)فرمود: اين ماه را رمضان از آن گفتند كه در اين ماه دلهاي عارفان را از غير خود بشويد، پس به مهر خود بسوزد، گاه در آتش دارد گاه در آب، گاه تشنه گاه غرقاب، نه غرقه را سيراب و نه تشنه را خواب و زبان حال ايشان گويد:

در عشق تو بي سريم سرگشته شده

                                                    وز دست اميد ماه، سررشته شده

مانند يكي شمع به هنگام صبوح

                                                        بگداخته و سوخته و كشته شده

حق نگهدارتان.

 با کمی تلخیص از کتاب کشف الاسرار و عده الابرار

              

                                                             

2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 11:11  توسط قافله نور  | 

سلام بر رمضان

سلام بر رمضان ماه ضیافت و مهمانی خدا

ماه رمضان شد،  مي و ميخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

 

افطار به مي كرد برم پير خرابات

 

گفتم كه تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

 

با باده وضو گير كه در مذهب رندان

 

در حضرت حق اين عملت بارور افتاد

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 12:7  توسط قافله نور  | 

اسرار نماز (تشهد)

                                

                                                               تشهد

حقيقت تشهد بازگشت نمازگزار است از مقام فنا و توحيد محض به سوي عالم كثرت، در حالي كه ديگر از عالم وحدت محجوب نيست. از اين رو شهادت مي دهد به يگانگي خداوند و اين شهادت را با حمد و ستايش الهي و نفي شريك از او همراه مي سازد. سپس به پيامبري خاتم الانبيا گواهي مي دهد و توجه خويش را به مقام عبوديت او معطوف ميكند.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 9:34  توسط قافله نور 

اسرار نماز (سجده)

                                  

                                                           اسرار نماز

                                                              سجده

سجده در نزد اهل معرفت سر تمام نماز و آخرين منزل تقرب به محبوب است. باطن سجود، چشم فروبستن از غير خداست و هجرت كردن از تمام كثرت ها به سوي والاترين مراتب توحيد. نمازگزار در حال سجده كه مقام فنا است، مشاهده مي كند كه اشياء همه فاني و هالك‌اند و حقيقت ذاتشان چيزي جز فقر و نياز به درگاه احديت نيست.

عرضه كردم دو جهان بر دل كار افتاده

                                                 بجز از عشق تو باقي همه فاني دانست

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 9:28  توسط قافله نور 

اسرار نماز (رکوع)

                           

                                                 اسرار نماز (رکوع)

شايسته است كه نمازگزار پس از اتمام قرائت و پيش از ركوع، تكبير گويد و ادب تكبير آن است كه مقام عظمت و جلال حق تعالي را در نظر آورد و مقام ضعف و عجز و فقر و ذلت خويش را متذكر شود. در اين حال دستها را تا كنار گوش بلند كرده، كف هاي خالي دست خود را به سوي قبله قرار دهد و تهي دست با قلبي آكنده از خوف و رجا ، خداوند را از هرگونه توصيفي برتر دانسته، تكبير او گويد و سپس به حالت ركوع در آيد. باطن ركوع آن است كه نمازگزار به مقام ذلت و مسكنت در برابر پروردگار وارد مي شود و انوار عظمت ربوبي را مشاهده مي كند. ركوع مشتمل است بر تسبيح، تعظيم و تحميد پروردگار ( سبحان ربي العظيم و بحمده). حقيقت تسبيح، تنزيه خداوند از توصيف و تعريف است و حقيقت تعظيم و تحميد، خارج شدن نمازگزار از حد تشبيه و تعطيل است. نمازگزار در ركوع به چشم دل، همه اشياء را تجلي اسماء و صفات حضرت حق مي‌بيند.

اين همه عكس مي و رنگ مخالف كه نمود

                                                                  يك فرغ رخ ساقي است كه در جام افتاد

حسن روي تو به يك جلوه كه در اينه كرد

                                                                  اين همه نقش در ايينه اوهام افتاد

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 9:20  توسط قافله نور 

اسرار نماز(قرائت)

                                  

                                                               قرائت

در سفر روحانی و معراج الهی نماز، قرائت نیز متناظر با مراتب نمازگزاران مراتب و مدارج مختلفی دارد. قرائت عامه مردم آن است که ظاهر الفاظ و عبارات نماز را به صورتی صحیح و شایسته بر زبان جاری سازند و کمال قرائت انان در این است که همراه با تلفظ عبارات، به معانی عرفی و ظاهری آن نیز بیاندیشند. اما قرائت خواص مردم آن است که حقایق و لطایف کلام الهی در حد فهم خویش در قلب و جان خود حاضر گردانند. مراتب ژرفتری از قرائت به اهل معرفت و اهل دل اختصاص دارد. برای اینان قرائت ترجمان مشاهدات قلبی و کشفیات شهودی آنان در نماز است. پس از آنکه به حقیقت کلام خداوند معرفت یافته و برخی مراتب قرآن را در وجود خویش محقق ساخته اند.

در قرائت سوره مبارکه حمد و سوره مبارکه توحید( و سایر سور قرآنی که نمازگزار در نماز می خواند) اسراری نهفته است که حتی اشاره به آن نیز در حوصله این مقال نمی گنجد.( علاقه مندان میتوانند به کتب تفسیر به ویژه تفاسیر عرفانی از جمله تفسیر سوره حمد از امام خمینی (ره) ُ تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار خواجه عبد الله انصاری فر و ...مراجعه کنند.) 

2 نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 22:51  توسط قافله نور  | 

اسرار نماز (نیت)

                              

                                                               نیت

نیت، عبارت است از تصمیم و عزم به انجام دادن یک عمل و نیت را در نماز، مراتبی است که متناظر با مراتب معنوی نمازگذاران است. نیت در نزد عامه مردم، برپا داشتن نماز است به عزم اطاعت خداوند از سر طمع ورزی در بردن ثواب یا به دلیل ترس از کیفر الهی.( یدعون ربهم خوفا و طعما ، پروردگارشان را از روی ترس و طمع میخوانند. سوره سجده آیه 16) و در نزد اهل معرفت، عزم بر اطاعت خداوند است همراه با تعظیم و بزرگداشت مقام ربوبی و در نزد اهل جذبه و محبت تصمیم بر اطاعت خداوند است از سر اشتیاق و عشق به معبود و در نزد اولیای الهی، عزم بر اطاعت است در حالی که نمازگذار به مقام فنا نایل شده است.

یکی از آداب مهم نیت، که در تمام عبادات جریان دارد، اخلاص است و اخلاص پاک کردن عمل از هرگونه شائبه غیرخدایی است. اخلاص نیز بر حسب مراتب انسانی، مراتبی دارد: اخلاص عامه مردم، تصفیه عبادت آنها از شرک آشکار و نیز شرک پنهان، مانند ریاکاری و عجب است و در عبادات خواص ، تصفیه عمل از طمع ( در نعمت) و خوف (از نقمت) می باشد. در نزد اهل دل نیز اخلاص، پیراستن عبادت از هرگونه شائبه انانیت و خودخواهی و خودپرستی است.

2 نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 22:48  توسط قافله نور  | 

اسرار نماز (قیام)

 اسرار نماز

مطالب زیر برگرفته از دو کتاب سر الصلاه و اداب الصلواه عارف کامل امام خمینی (ره) و کتاب سر الصلواه شهید ثانی است.نماز دارای مراتبی است که از ظاهرترین صورت آن (ذکر پاره ای عبارات و انجام برخی اعمال) آغاز می شود و متناظر با مقام معنوی نمازگذار ، تا مراتب غیر متناهی معنوی پیش می رود. آنچه به آن اشاره می شود قطره ای است از اقیانوس بی کرانه نماز و شمه ای است از اسرار و مقامات بیش منتهای آن.

                                                                   قیام

ظاهر قیام بر پا داشتن بدن به صورت مستقیم و به دور از اعواج و کژی در مقابل پروردگار است و باطن 

آن بر پا داشتن قلب خویش از مقام عبودیت و قرار گرفتن در صراط مستقیم انسانیت و پرهیز از هرگونه 

افراط و تفریط و انحراف. ایستادن در حالت متعادل نمادی است از اعتدال روحی و اخلاقی نمازگذار و تعادل خوف و رجا ( نسبت به خداوند) در وجود او به گونه ای که نه خوف بر رجا غلبه گیرد و نه رجا برخوف. از آداب قیام آن است که نمازگذار متذکر شود در پیشگاه خداوندی ایستاده که از نهان و آشکار او آگاه و  از رگ گردن به او نزدیک تر است. شایسته آن است که انسان در این حالت سر خویش را که شریف ترین عضو بدن است ـ از راه تذلل و مسکنت پایین اندازد و آن را نشانه تواضع و خشوع قرار دهد و از قصور و تقصیر خجلت زده باشد و چشم خود را به سوی محل سجده خود بدوزد  و با دیدن خاک سجده گاه ذلت و پستی خویش را در مقابل عظمت و جلال معبود متذکر شود.

2 نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 12:47  توسط قافله نور 

اسرار نماز (وضو)

                                           اسرار نماز

مطالب زیر برگرفته از دو کتاب سر الصلاه و اداب الصلواه عارف کامل امام خمینی (ره) و کتاب سر الصلواه شهید ثانی است.

نماز دارای مراتبی است که از ظاهرترین صورت آن (ذکر پاره ای عبارات و انجام برخی اعمال) آغاز می شود و متناظر با مقام معنوی نمازگذار ، تا مراتب غیر متناهی معنوی پیش می رود. آنچه به آن اشاره می شود قطره ای است از اقیانوس بی کرانه نماز و شمه ای است از اسرار و مقامات بیش منتهای آن.

                                                           وضو

مرتبه ظاهری وضو، شستن و مسح نمودن پاره ای از اعضای بدن، با آب پاک است. که در پی آن پلیدی های ظاهری انسان مرتفع می شود. و باطن وضو تطهیر قلب و جان نمازگذار با آب تجلیات الهی است. همان گونه که آب نازل از اسمان به کار پاکیزه  ساختن جسم آدمی می آید، آب تجلیات خداوند، که بر دل انسان نازل می شود، به تطهیر قلب و باطن او می انجامد. نماز گذار با شستن صورت که وجهه ظاهری اوست، قلب خویش را که صورت باطن است از توجه به سوی هر انچه غیر خداست پاک می کند. با شستن دست ها دست خویش را ازپیرایه های دنیا زدگی می شوید و با مسح سر و پا، خویشتن را از توجه به عالم طبیعت و گام نهادن در مسیر دنیا طلبی باز می دارد. 

2 نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 23:19  توسط قافله نور  | 

مضطر کیست؟

مضطر کیست؟

مضطر کودکی است که در رحم مادر بیمار است و مادر از بیماری او بی خبر! آن کودک در آن تاریکی از

 بیماری بنالد جز خداوند کسی از حال او نداند! و خداوند زاری و ناله کودک را می شنود  و به رحمت و

 رافت خود در دل ما درافکند تا آن غذا که  درمان درد کودک است به آرزو بخواهد و بخورد و کودک شفا یابد

عارفی بر بیماری وارد شد. بیمار خواهش دعای شفا از عارف نمود. او گفت تو خود مضطر هستی و دعا

کن تا خدا شفایت دهد. نخوانده ای و نشنیده ای:

امن یجیب المضطر اذا دعاه ! این آیه دست گیر درماندگان و فریادرس نومیدان و داروی بیماران و یادگار

بی دلان است.

2 نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 9:24  توسط قافله نور  | 

فصل پاییز

سلام به همه دوستان گرامییم. باورم نمیشه که پاییز از راه رسیده باشد.پاییز فصل من است. فصل کوچ من و فصل رفتنم.همیشه دلم میخواد اگه یک روز خواستم برم در فصل پاییز کوچ بکنم.مثل پرستوهای عاشق که پرواز میکنند و میرند.من عاشق پروازم.خاصیت جان همین است که دوست داره پرواز بکنه. رنگ برگهای درختان در این فصل دیدنی است.رنگ زردشون حکایتی است از حال عاشق زردروی.

چه شود به چهره زرد من نظری ز برای خدا بکنی

که اگر بکنی همه درد من به یکی نظاره دوا بکنی

پاییز گلابی رسیده اندوه ما در سینی نقره ای سال است.

این شعر زنده یاد مهدی اخوان  ثالث را به همه شما تقدیم میکنم.

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش .ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران سرودش باد جامه اش شولای عریانی است

ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله زر تاروپودش باد

گو بروید یا نروید هرچه در هرجا که خواهد یا نمی خواهد

باغبان و رهگذاری نیست باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از کوچه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصل ها پاییز 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 12:22  توسط قافله نور  |